shahidkalate

رضا وحدانی

shahidkalate

http://shahidkalate.blogfa.com

پایگاه بسیج شهید کلاته ای شهرداری بجنورد

پایگاه بسیج شهید کلاته ای شهرداری بجنورد

پایگاه بسیج شهید کلاته ای شهرداری بجنورد

بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند»
امام خمینی(ره)
قال رسول الله صلي الله عليه و آله :
يعطي الشّهيد ستّ خصال عند اوّل قطره من دمه :
يكفّر عنه كلّ خطيئه ويري مقعده من الجنه و يزوّج من حور العين و يؤمّن من الفزع الاكبر و من عذاب القبر و يحلّي حلّه الايمان.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
1-با اولين قطره خون او تمام گناهانش بخشيده مي شود.
2-جايگاه خود را در بهشت مي بيند.
3-از حوريان با او ازدواج مي كنند.
4-از وحشت بزرگ روز قيامت در امان مي باشد.
5-از عذاب قبر ايمن است.
6-به زيور ايمان آراسته مي گردد.

پایگاه بسیج شهید کلاته ای شهرداری بجنورد

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


یاد شهیدان رجایی و باهنر و هفته دولت گرامی باد

با تمام خستگی لبخند داشت (رجایی)

چشمهایش حیرت آیینه بود غربتش سنگین تر از آدینه بود
با شقایق نسبت دیرینه داشت زخم صدها دشنه را بر سینه داشت
عشق از او مهربانی می گرفت چشمش از دریا نشانی می گرفت
با کتاب زیستن بیگانه بود در مسیر شعله ها پروانه بود
با تمام خستگی لبخند داشت گرچه با غم ریشه اش پیوند داشت

هنر باهنر

هنر باهنر شوریدگی او در مقام پرستش و عشق بود و با همین شوریدگی و شیدایی بود که بر هر چه غیر حق بود شورید و با همان دلدادگی و شوریدگی به شهود و شهادت رسید که ارج و هنر او جز این نبود.

سلوک آشن

شیوه زندگی شهید رجایی برای آنها که شیفته تزکیه و خدمتند مرامی آشناست. او که از کاسبی و دوره گردی شروع کرد تا زمان شهادت با مردم و در میان مردم ماند و تلاش کرد آنجا که برای محرومان نمی تواند کاری کند، با صداقت و خضوع با ایشان همنوایی و همدردی کند و دست کم در زندگی خویش به سان ضعیف ترین طبقات مردم زندگی کند.

رجایی، معلم واقعی

همسر شهید رجایی می گوید: او در زندگی برای من یک معلم واقعی بود؛ چرا که فقط حرف نمی زد، بلکه عمل می کرد و بهترین ویژگی یک معلم همان عمل اوست. همیشه اگر ضعفی در خودش می دید، سعی می کرد در آن مورد کسی را نصیحت نکند و تا خودش را اصلاح نمی کرد، بر زبان نمی آورد.

پیمانی با خدا

در حساس ترین وضعیت و بحرانی ترین زمان ها و حتی در مهم ترین جلسات مملکتی دیده نشد که شهید رجایی از سعادت درک نماز اول وقت غافل باشد. او با خدای خود پیمان بسته بود که پیش از خواندن نماز از خوردن غذا خودداری کند و برای تخلف از آن مجازاتی نیز برای خود قرار داده بود. از این رو در بحرانی ترین زمان ها هم دیده نشد که شهید رجایی از درک نماز اول وقت غافل شود.

عالمی مجاهد

شهید باهنر، عالمی مجاهد بود که بیشتر عمر 48 ساله خود را در راه خدمت به اسلام و مسلمانان گذراند. او در زمان طاغوت مبارزات خود را در دو جبهه گستراند و با سعی و جدیت تمام به آنها پرداخت. این دو جبهه یکی جبهه عقیدتی و فرهنگی و برخورد بنیادین برای اصلاح پایه های فرهنگی جامعه و دیگری مبارزه مستقیم با رژیم طاغوت بود.

دو قهرمان همیشه جاوید

رجایی و باهنر، دو نام آشنا و دو وجود با برکت و دو انسان مکتبی ـ انقلابی، تا ابد در وجدان امت اسلامی زنده و جاویدانند. رجایی و باهنر دو قهرمانند که در ایمان و استقامت و عمل صالح گوی سبقت از دیگران بوده اند؛ دو نفس مطمئنه اند که ندای دعوت حق را بی درنگ لبیک گفته و به جرگه بندگان خاص خدا پیوسته اند؛ دو عبد صالحند و دو ترجمان عبادت و عبودیت، که حیات طیبه خویش را در پیوند دائم با معبود بنیاد نهاده اند.

رجایی و باهنر در منظر امام

آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. خداوند خواست که با هم از این دنیا هجرت کنند و به سوی او هجرت کنند.

در عین حال که شهادت این دو بزرگوار برای من بسیار مشکل است، می دانم که آنها به رفیع اعلا متصل شده اند و برای آنها آرامش هست.

در سوگ یاران

خواهم از طوفان غم چون ابر در هامون بگریم دیده را دریا کنم در سوگ یاران خون بگریم
از غم مرگ عزیزان جوی ها بندم به دامن بهر آن دریادلان صد دجله و جیحون بگریم
در عزای عاشقان کوی لیلای حقیقت سر نهم اندر بیابان زار چون مجنون بگریم
با دلی سوزان و با اشکی دمادم شمع آسا در غم پروانگان با آه آتش گون بگریم
با دو چشم خون فشان در مرگ جانسوز رجایی روز و شب در کنج حسرت با دلی محزون بگریم
یاد روی باهنر در خاطرم چون نقش بندد بر جفای نقش بند گنبد گردون بگریم
بهر هفتاد و دو تن بسیار کردم گریه اما در عزای این دو تن شاید کز آن افزون بگریم

مردمی بودن

مهم ترین ویژگی رجایی و باهنر برانگیخته شدن آنها از میان مردم و پیوستگی دایم آنها بامردم بود. به طوری که هرگاه انسان با آن دو شهید گرانقدر برخورد می کرد احساس می کرد که همیشه با مردمند و مشکلات جامعه را با تمام وجود لمس کرده اند.

ولایت فقیه پیوند اعتقادی

شهید رجایی در مورد رهبری می گویند: «مسئله رهبری بنا بر ضرورت انقلاب باید خوب شناخته شود. رهبری در شخص امام نیست؛ در موضوع امام است، موضوع مرجع تقلید است. مرجع تقلید با مصدق فرق می کند؛ با لنین فرق می کند [...] کلیه حرکات ما از موقعی که چشم باز می کنیم (صبح) تا موقعی که چشممان را می بندیم (شب) هر کاری که می کنیم یک مسئله شرعی است. چه کسی این مسئله شرعی را مشخص می کند؟ مرجع تقلید. پیوند را احساس کنید. پیوند، پیوند اعتقادی است، نه پیوند سیاسی. پیوند سیاسی یک بعد رهبری است».

اندیشمندی فرهیخته

بی شک شهید باهنر از تلاشگران بزرگ صحنه اندیشه و فرهنگ اسلامی است. او از جمله بزرگان و اندیشمندانی بود که در راه تحول فکری و فرهنگی جامعه گام های بسیار بزرگ و مؤثری همراه با سایر همفکران خود برمی داشت. به طوری که به جرأت می توان ادعا کرد که از عوامل مهمی که سبب آگاهی و روشن بینی نسل حاضر شده، اقدامات گسترده فرهنگی شهید باهنر و سایر دوستان همکار و همفکرش در گذشته است.

دولت در نظرگاه امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب

دولت باید با تمام قدرت آن طوری که علی(ع) برای محرومین دل می سوزاند، این [دولت] هم با تمام قدرت دل بسوزاند برای محرومین. مثل یک پدری که بچه هایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال این می رود که آنها را سیر کند، یک دولت تابع امیرالمؤمنین باید این طور باشد.

دولت در نگاه رهبر معظم انقلاب، آیة الله خامنه ای(مد ظله العالی)

... شاید بشود گفت که خود این مناسبت هفته دولت ما، یکی از تصادف های پرمعناست. هفته ی دولت یک کشور، یادبود شهادت دو شخصیت دولتی برجسته است. راه خدمتگزاری به مردم باید با توجه کامل به شاخصه هایی که در وجود شریف امام خمینی(ره)متبلور بود، با قدرت و قوت، امید به آینده و اعتماد به کمک های پروردگار ادامه یابد [و] اگر می خواهید در کارهایتان موفق باشید، سعی کنید انسجام دولت و نظام در سطح عالی حفظ شود [و] من مطمئنم که شما موفق خواهید بود.

دولتی مکتبی

دولت شهید رجایی نمونه عینی دولت اسلامی و مکتبی به حساب می آید و این حقیقتی است که نه در سخن، بلکه در رفتار آن شهید عزیز به زیباترین شکل نمود می یافت. در مدتی که شهید رجایی رئیس جمهور بود، ارزش های والایی چون ساده زیستی، صرفه جویی، پرهیز از اسراف، کنترل و حفظ بیت المال، اجتناب و پرهیز از تجمل گرایی و بی اعتنایی به مقام و ریاست در سیره شهید رجایی و دولتمردانی که با ایشان همکاری و همیاری صمیمانه داشتند تجلی یافت. احتیاط ها، دقت ها و مراقبت های ممتد او در تمام حرکات و عملکردهایش، کارگزاران و مدیران نظام را نیز به احتیاط و مراقبت کشانده بود.

جذبه های الهی و انسانی شهید رجایی

شهید رجایی از زمامدارانی بود که هیچ گاه اسیر جلوه های کاذب قدرت و ریاست نشد و خویشتن انسانی خویش را با گرایش های باطل ناشی از حب جاه و مقام باطل نساخت. مراقبت ها و تلاش هایی که شهید رجایی در دوران زندگی و مبارزه سیاسی خویش داشت، چنان بود که جز با انگیزه الهی و به منظور خدمت به مردم انجام نمی داد و به همین دلیل بود که در مدت تصدی پست های نخست وزیری و ریاست جمهور همواره در اوج فروتنی و خاکساری زیست.

یک خاطره، روح بزرگ و الهی

آقای رجایی برای اینکه به دفتر کارش داخل شود، از اتاق من که مسئول دفتر او بودم عبور می کرد. یک روز صبح که به اتاق من آمد، به ایشان سلام کردم. جوابی داد و وارد دفتر کارش شد. بعد از چند لحظه مرا خواست. گفتم: چه فرمایشی دارید؟ گفت: کاری ندارم؛ می خواستم از شما معذرت خواهی کنم. با تعجب پرسیدم: معذرت برای چه؟ گفت: به نظرم این طور آمد که وقتی وارد اتاق کار شما شدم و به من سلام کردی، خوب نتوانستم جواب سلام شما را بدهم... از اینرو شما را خواستم که اگر نقصی در رفتار من دیده اید بر من ببخشید و مرا حلال کنید. به حال معنوی و اخلاقی ایشان غبطه خوردم که چه کرامت نفسی دارند.

 

هردم از این رهگذر، رهگذری می رود از پی مردان مرد پی سپری می رود
عرصه نگردد تهی، گرچه زهم سنگران گه جگری می درند گاه سری می رود
روزن فتح و ظفر بسته نخواهد شدن گر زقضا ناوکی بر قدری می رود
راه رجا بسته نیست گرچه رجایی برفت ریشه به جا باد اگر برگ و بری می رود
بی هنران را بگو با هنرانیم ما گرچه زملک هنر باهنری می رود
مکتب اسلام باد زنده که از راه آن گاه شُبیری رود گه شُبَری می رود

دولت و پشتوانه مردی

در بحبوحه رویارویی با مسائل و مشکلات اجرایی، دولت ها به ابزارها، امکانات، فرصت ها و سرمایه های فراوانی نیاز دارند. اما آنچه در این میان تعیین کننده است و سرنوشت دولت ها را رقم می زند، پشتوانه مردمی است که می تواند اقتدار و بقای دولت ها را در سخت ترین اوضاع و حتی در مراحل بحرانی رقم بزند. این نکته را به خوبی می توان در مسئله جنگ تحمیلی و دوران سازندگی دید. به برکت وجود چنان پشتوانه مردمی عظیمی بود که نظام و انقلاب توانست حساس ترین بحران ها را هم پشت سر بگذراند. اگر دولتی از پشتوانه مردمی مناسب برخوردار نباشد، محکوم به شکست است.

هفته دولت، هفته ی همدلی مردم و مسئولان اجرایی

هفته دولت، هفته تجدید پیوند مسئولان با مردم است. مردم با بررسی عملکرد مسئولان و درک مشکلات و توانمندی های دستگاه های اجرایی، بیش از پیش به دولت نزدیک می شوند و سعی می کنند تا با همدلی و همراهی با مسئولان دولتی در رفع مشکلات و موانع کمر همت ببندند و موجبات دلگرمی و اهتمام مسئولان را بیش از پیش فراهم آورند. مردم، دولت را متعلّق به خود می دانند. در این هفته، دولت کارنامه خود را به مردم عرضه می دارد و در رفع مشکلات و تقویت توانمندی ها از آنان یاری می جوید و به مدد پیشنهادها و انتقادهای آنان به اصلاح خود می پردازد.

میثاق با شهیدان

هفته دولت هفته درس گرفتن مسئولین از پاکبازانی چون رجایی و باهنر است که وجود خویش را وقف پیشرفت جمهوری اسلامی و تداوم انقلاب اسلامی کردند و با کارنامه ای آکنده از افتخار دعوت حق را لبیک گفتند و در جوار قرب دوست آرمیدند. در هفته دولت با همه پاکبازان و جانبازان و شهیدان میثاق می بندیم که به آرمان های روشن و پاک آنان وفادار مانیم و در به ثمر نشاندن درخت بارور انقلاب اسلامی از هیچ کوششی دریغ نکنیم. ما به جهانیان نشان خواهیم داد که جمهوری اسلامی حکومتی مقتدر و با عزت است.

خیرات و برکات دولت اسلامی

مردم ایران در سال 57 با انگیزه های الهی، به رهبری روحانیت و مرجعیت اصیل، خیزش عظیم خویش را که از سال ها قبل آغاز شده بود به سرانجام رساندند. اجرای عدالت اجتماعی و اقتصادی مهم ترین و اصلی ترین خواسته آنان بود. دولت و نظام اسلامی نیز عدالت اجتماعی و اقتصادی را سرلوحه تمام برنامه ریزی های خود قرار داد. رسیدگی به مناطق محروم و فراموش شده به خصوص مناطق روستایی از مهم ترین اولویت های دولت اسلامی بوده و هست. مبارزه با فقر و بی سوادی، تأمین راه های ارتباطی مناسب شهری و روستایی، برق رسانی، ساخت و راه اندازی کارخانه های مختلف برای اشتغال زایی، و بهبود کمی و کیفی کشاورزی از مهم ترین خیرات و برکات دولت اسلامی است.

دولت و حکومت در اسلام

از میان ادیان الهی، اسلام تنها دینی است که به تمام ابعاد وجودی انسان، چه فردی و چه اجتماعی، توجه لازم را داشته است. قوانین اسلام، چه در مورد مسائل فردی و چه مسائل اجتماعی و سیاسی، به گونه ای است که اگر به درستی اجرا شود، نجات فرد و جامعه را در پی دارد. اسلام از مردم می خواهد که خود برای اقامه عدل قیام کنند. جهت گیری های اسلام در مسائل اجتماعی و سیاسی، همه و همه برای اجرای عدالت و حدود الهی در جامعه است. حکومت کوتاه، اما سراسر عدل امیرالمؤمنین نمونه جامع حکومت و دولت اسلامی است.

فضایل فراموش شده

هفته دولت یادآور فضایل بزرگ انسانی ـ الهی شهیدان رجایی و باهنر است. نام رجایی و باهنر یادآور فضایل فراموش شده تلاش، پایداری، تحمل سختی ها، ساده زیستی، مسئولیت پذیری در لحظات بحرانی، ولایت مداری، توجه به دردهای جامعه و صدها ویژگی انسانی و اسلامی دیگر است. رجایی و باهنر نشان دادند که می توان در عالی ترین مقام رسمی دولت بود، اما محرومان و پابرهنگان را ـ که حامیان اصلی دین و نظامند ـ فراموش نکرد.

مردان طریقت

ای اوج نجابت ای رجایی در حلقه ی عاشقان کجایی
ای باهنر ای عزیز برتو کی رفته گمان بی وفایی
هر صبح به جنگ خصم بودید شب بر در دوست بر گدایی
صف بسته کنون به گرد ما خصم اینک نه سزاست این جدایی
یاران امام جمله کشتند دزدان پلید پارسایی
ما مانده و کوهی از غم و درد بر این ره روشن خدایی

کلامی از شهید رجایی

رهبری در ایران مسئله مرجعیت است و این کلمه ولایت فقیه، به تعبیر یکی از دوستان، تنها مشخصه قانون اساسی جدید از قدیم می تواند باشد؛ یعنی آن جوهره انقلاب اسلامی است. ما ولایت فقیه را به عنوان عالی ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی در قانون اساسی خود گنجانیده ایم. دولت [نیز] خود را موظف می داند که این قانون اساسی را که خونبهای صدها هزار شهید، معلول و اسیر و تبعیدی است با تمام قوا در جامعه پیاده کند.

کلامی از شهید باهنر

ملت قهرمان ما تصمیم گرفته است خطّ اسلام و امام را رها نکند و صمیمانه در صحنه بماند تا حکومت و قوانین بر خط حاکمیت اسلام حفظ شود. برای ما شرق و غرب مطرح نیست. برای ما مسئله حقوق ملی و انسانی و آزادی و استقلال مطرح است. ما نمی خواهیم در حوزه اقتدار این و یا آن ابر قدرت قرار بگیریم. ما در هر حال برای مقابله و مقاومت آماده ایم و تسلیم، در فرهنگ انقلاب ما راه ندارد. نیروی عظیمی در اختیار ملت است. این سرمایه نباید از بین برود. ما بایستی این انقلاب را تا کسب پیروزی نهایی ادامه دهیم.

شهادت و مقاومت

هنوز غم و اندوه شهدای هفت تیر، شهید بهشتی و 72 یار انقلاب، التیام نیافته بود که دیگر بار مصیبت تازه شد. انفجار دفتر نخست وزیری در هشت شهریور شصت جراحتی عمیق در بدنه ی نظام نوپای اسلامی ایجاد کرد. شهادت رئیس جمهور محبوب و مردمی، رجایی، و نخست وزیر فداکار، باهنر، در انفجار دفتر نخست وزیری، قلب پاک امام و مردم را به سختی جریحه دار کرد. منافقان کوردل نمی خواستند و نمی توانستند عشق مردم را به نظام اسلامی باور کنند. ترور و انفجار، اقدامی شکست خورده از طرف این کوردلان شب پرست بود تا مردم را از نظام و امام مأیوس و دل سرد کنند اما آنها نمی دانستند که با شهادت هر عزیز، خونی تازه در رگ های پرتوان این ملت جریان پیدا می کند.

آن سال های سخت گذشت...

دیگر آن سال های سخت و دشوار گذشت؛ سال هایی که مجبور بودیم برای یادگیری دو کلاس سواد راه سخت و پرخطر روستای مجاور را طی کنیم. مدرسه روستا مجاور، چادری محقر بیش نبود با انبوه دانش آموزان. دیگر گذشت آن سال هایی که مجبور بودیم راه سخت و ناهموار روستا را طی کنیم، تا خود را به درمانگاه محقر و بی امکانات مرکز بخش برسانیم. دیگر آن سال های سخت و دردآور گذشت. امروز به برکت دولت اسلامی و فعالیت شبانه روزی بچه های سخت کوش نهاد انقلابی جهاد سازندگی، روستای کوچک و زیبای ما از نعمت برق، آب بهداشتی، مدرسه، مرکز بهداشت و راه روستایی برخوردار شده است.

دولت و توجه به بخش کشاورزی

سرزمین بزرگ و پرخیر و برکت ایران اسلامی استعداد فراوانی در زمینه کشاورزی دارد. تنوّع محصولات کشاورزی، بی نظیر و شگفت انگیز است؛ به طوری که ایران در میان کشورهای مختلف از نظر تنوّع محصولات کشاورزی کم نظیر است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مسئله کشاورزی و وابسته نبودن کشور به غلات در صدر مسائل دولت قرار گرفت و شعار «گندم بکاریم، استقلال درو کنیم» شعاری فراگیر شد و به همین منظور نهاد انقلابی جهاد سازندگی تأسیس شد. این نهاد انقلابی تمام امکانات خود را متوجه روستاها و مناطق کشاورزی کرد و اکنون به برکت دولت اسلامی بخش کشاورزی از بخش های پرتوان و فعّال جامعه است.

دولت و بخش صنعت

وجود کارخانه ها و کارگاه های تولیدی باعث رونق اقتصادی و اشتغال می شود. ایران اسلامی به علت نیرنگ های استعماری و بی کفایتی زمامداران پیشین صنعتی ضعیف، کم بهره و بی رونق داشته است؛ اما پس از انقلاب اسلامی بخش صنعت نیز مورد توجه ویژه قرار گرفت. کارخانه ها و کارگاه های تولیدی مختلف در مناطق مختلف کشور ایجاد شد. ایجاد این مراکز هم خیل عظیم جوانان را به کار و تولید تشویق می کرد، و هم مواد خام و معدنی که پیش از این به خارج کشور صادر می شد تبدیل به محصولات مورد نیاز جامعه شد.

دولت و آموزش و پرورش

آموزش و پرورش نماد فرهنگ جامعه است. هرچه آموزش و پرورش جامعه پویا و زنده باشد، آن جامعه از بالندگی و توسعه خوبی برخوردار است. هزینه های آموزش و پرورش در حقیقت سرمایه گذاری های بلندمدتی است که مدیران و زمامداران جامعه برای آینده کنار می گذراند. از اهداف مهم و بلندمدت دولت اسلامی توجه به امر مهم و آینده ساز آموزش و پرورش است. ایجاد مدارس در مناطق محروم و دورافتاده، تأسیس مدارس استعدادهای درخشان، جذب معلمان متعهد و متخصص، بررسی و تدوین کارشناسانه متون درسی، و ایجاد نهضت بزرگ سوادآموزی از اقدامات اساسی دولت در بهبود کیفی و کمی امر آموزش و پرورش است.

دولت و ثروت های ملی

معادن، جنگل ها، مراتع و نفت از مهم ترین ثروت های ملی به شمار می روند. نگهداری و استفاده صحیح و اصولی از این ثروت های ملی ـ که متعلق به تمام نسل هاست ـ از اهداف مهم دولت اسلامی است. پیش از انقلاب اسلامی این ثروت های ملی به صورت خام و اولیه به خارج کشور صادر می شد و ما مجبور بودیم فرآورده های این مواد خام را به چند برابر قیمت اصلی آن تهیه کنیم. اما پس از پیروزی انقلاب با تأسیس مراکز پالایش، و راه اندازی کارخانه ها و نیز صدور فراورده های نفتی به خارج از کشور، هم اقتصاد رونقی تازه یافت و هم بر ثروت های ملی افزوده شد و اکنون به لطف و برکت دولت اسلامی، دیگر چوب حراج بر ثروت های ملی زده نمی شود.

دولت و امنیت

امنیت و آرامش فردی و اجتماعی مهم ترین مؤلفه پایداری جامعه است. اگر امنیت فردی و اجتماعی متزلزل شود، جامعه با بحران جدی روبرو خواهد شد. دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب کوشیدند با توطئه های مختلف، جنگ، ترور، انفجار و ایجاد بحران های اقتصادی و اجتماعی امنیت ملی و فردی را از جامعه نوپای انقلابی بگیرند؛ اما هوشیاری و آگاهی مسئولان و مردم تمام این توطئه ها را نقش بر آب کرد و امنیت در تمام مناطق کشور حاکمیت یافت. امنیت امروز ما حاصل خون هزاران شهید و جانباز است. یاد آنها همیشه جاوید باد.

دولت و جنگ

جنگ ها و درگیرها می توانند جامعه را به بحران های سخت و نابود کننده دچار کنند؛ به خصوص اگر این جنگ ها طولانی و فرسایشی باشد. جنگ هشت ساله ما آزمون دشواری بود که مردم و مسئولان نظام و به خصوص دولت های دوران جنگ سربلند و پرافتخار از آن بیرون آمدند. هرچند بار اصلی جنگ بر دوش مردم پایدار بود، اما طرح ها و برنامه ریزی های مسئولان نیز بسیار مؤثر و کارگشا بود، به طوری که در طول این هشت سال هیچ گاه در کشور وضعیت بحرانی و اضطراری به وجود نیامد. دولت با طرح ها و برنامه های دقیق و صحیح اقتصادی تمام مایحتاج جامعه را تأمین می کرد و مردم نیز کمبودها را با مقاومت و صبوری خویش جبران می کردند. آفرین بر این ملت و دولت!

رئیس جمهور ایران، شهید رجایی

آرام، متین و متواضعانه در کنار امام و مقتدای خویش ایستاده بود. مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در حال اجرا بود. مراسم که که تمام شد او به طور رسمی و قانونی حکم ریاست جمهوری اسلامی ایران را دریافت کرد و به عنوان دومین شخصیت نظام اسلامی به جهانیان معرفی شد؛ اما در رفتار و منش او تغییری حاصل نشد و به تعبیر امام راحل من او را از زمانی که در کوچه پس کوچه های خاکی و مخروبه جنوب تهران دست فروشی می کرد، می شناختم و اکنون نیز که رئیس جمهور شده، او را می شناسم. در او هیچ چیز تغییر نکرده است. او هنوز رجایی است؛ با همان سادگی و تواضعِ زمانی که دست فروشی می کرد.

رضا وحدانی یکشنبه دوم شهریور 1393  نظر بدهید!

مام جعفر صادق (ع)

ابو عبدالله، جعفر بن محمد الصادق معروف به جعفر صادق، امام ششم شیعیان که آن‌ها از وی با عنوان امام جعفر صادق یاد می‌کنند. وی فرزند محمد باقر و ام‌فروه است. او در ۱۷ ربیع‌الاول ۸۳ هجری قمری (۷۰۲-۷۰۳ میلادی[۱]) در مدینه بدنیا آمد. او توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و در ۲۵ شوال ۱۴۸ هجری قمری در سن ۶۵ سالگی در مدینه درگذشت. او بیشترین سال عمر را در میان یازده امام اول شیعیان داشته‌است. محل دفن وی کنار قبر پدرش در قبرستان بقیع شهر مدینه‌است.[۲] او در سن ۳۱ سالگی پس از درگذشت پدرش به امامت رسید. امامت او همزمان با سال‌های پایانی حکومت بنی امیه و سال‌های آغازین حکومت بنی عباس بود. به علت ضعف و عدم استقرار نظام سیاسی، وی فرصت بسیار مناسبی برای فعالیت فرهنگی و مذهبی به دست آورد. از سوی دیگر نیز عصر وی زمان جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون در جهان اسلام بود. زمینه فعالیت به گونه‌ای برای وی فراهم بود، که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه‌ها از جعفر صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری خوانده می‌شود.فقه شیعه نیز عمدتاً بر روایات به‌جای مانده از او مبتنی‌ست، به همین جهت مکتب فقهی شیعیان دوازده امامی را مذهب جعفری نیز می‌نامند.[

رضا وحدانی یکشنبه دوم شهریور 1393  نظر بدهید!

عید مبعث مبارک

رضا وحدانی دوشنبه پنجم خرداد 1393  نظر بدهید!

و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید ...

دانلود مداحی و مولودی به مناسبت ولادت حضرت امام علی (ع)

 

... جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.

جهش های عظیم تاریخی جز با دست های برومند رجال تاریخ انجام نمی گیرد. و این سنت الهی است که تحولات تکاملی، از وجود رجال برگزیده بشر، منشاء گیرند، رجالی که علی رغم شرایط نامساعد موجود، به تکاپو و تلاش بر می خیزند و فریاد خود را از اعماق اجتماع سر می دهند، و با این فریاد لرزه ای شکننده بر ارکان نظامات فرسوده و نابسامان موجود می افکنند. طنین این فریاد است که مغزها را تکان می دهد و آنها را به جنب و جوش و حرکت می اندازد، مغز های مرده، زنده می شوند و در پرتو این زندگی پرده ها را بر می درند و چشم اندازهای نوی در برابر خود مشاهده می کنند.

جهان به سوی سرنوشت خود به پیش می رفت. سرنوشتی که قلم قضای الهی تحولی درخشان بر آن ترسیم کرده بود. بنا بود این تحول با دست توانای پیغمبر بنیان گذاری شود، و در عین حال مردی نیرومند لازم بود که این تحول را جاودان سازد.

مردی که با اصول و فروع کلیات و جزئیات این تحول را در وجود خویش تجسم دهد.

مردی که این صلاحیت و شایستگی را داشته باشد که بگوید: "من قرآن ناطقم".

قرآن برنامه تحول بود و خدا آن را از آسمان بر محمد (ص) فرو فرستاد ولی خاصیت روح بشر این است که بیش از آنچه که اسیر گوش است، اسیر چشم است، شنیدنی ها در مزاج روحی بشر اثرمی کنند، ولی دیدنی ها اثری بیشتر و قاطع تر دارند.

 

رضا وحدانی دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393  نظر بدهید! ادامه ادامه مطلب

برکت

  • برکت
  • پيامبر صلی الله علیه وآله:
  • «اِذا وُضِعَتِ المائِدَةُ حَفَّتها اَربَعَةُ آلفِ مَلَكٍ، فَاِذا قالَ العَبدُ بِسمِ اللّه‏ِ قالَتِ المَلائِكَةُ بارَكَ اللّه‏ُ عَلَيكُم فى طَعامِكُم ثُمَّ يَقولونَ لِلشَّيطانِ اُخرُج يا فاسِقُ، لا سُلطانَ لَكَ عَلَيهِم»

  • هرگاه سفره پهن مى‏شود، چهار هزار فرشته در اطراف آن گرد مى‏آيند. چون بنده بگويد «بسم اللّه‏» فرشتگان مى‏گويند «خداوند، به غذايتان بركت دهد!» سپس به شيطان مى‏گويند «اى فاسق! بيرون شو. تو بر آنان، راه تسلّط ندارى».

  • كافى، ج 6، ص 292، ح

رضا وحدانی چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393  نظر بدهید!

گشاده رويى


  • گشاده رويى
  • امام صادق عليه السلام:
  • «صَنائِعُ المَعروفِ وَحُسنُ البِشرِ يُكسِبانِ المَحَبَّةَ وَيُدخِلانِ الجَنَّةَ وَالبُخلُ وَعَبُوسُ الوَجهِ يُبعِدانِ مِنَ اللّه وَيُدخِلانِ النّارَ»

  • نيكوكارى و گشاده رويى، محبت آورند و به بهشت مى برند و بخل و ترشرويى از خدا دور مى كنند و به دوزخ برند.

  • كافى، ج2، ص103، ح

رضا وحدانی دوشنبه یکم اردیبهشت 1393  نظر بدهید!

حضرت فاطمه(س) در قرآن


حضرت فاطمه(س) در قرآن


حضرت فاطمه(س) در قرآن

چرا نام حضرت مریم(س) در قرآن آمده؛ ولى نام حضرت فاطمه(س) نیامده است؟

حضرت فاطمه(س) و حضرت مریم(س) از بهترین زنان جهان مى باشند. در این باره به چند نکته توجه فرمایید؛

1. صرف آمدن نام اشخاص در قرآن، نشانه فضیلت آنان نیست؛ زیرا در قرآن کریم، نام افراد ستم کار و مشرک مانند: فرعون، ابولهب و... نیز آمده است.

2. گر چه نام حضرت فاطمه(س) در قرآن صریح نیامده، ولى فضیلت ایشان از حضرت مریم(س) بیش تر است. امام صادق(ع) مى فرماید: « ... امّا حضرت مریم(س) بانوى زنان زمان خود بود؛ ولى حضرت فاطمه(س) بانوى همه بانوان جهان از اولین و آخرین است». در قرآن یاد کردن افراد به وسیله آوردن اوصاف ارزش مندشان، مطلوب تر است، از این که به نام از آن شخص تعریف شود.[1] 

3. نام اهل بیت پیامبر اکرم(ص) از جمله حضرت فاطمه(س) به جهت مصالحى، به صراحت در قرآن کریم نیامده است. از جمله این که به احتمال قریب به یقین، اگر نام اهل بیت و حضرت فاطمه(س)در قرآن کریم به صراحت مى‏آمد، نااهلان، قرآن را تحریف کرده و به سبب دشمنى با آن حضرت و همسرش حضرت على(ع) و حذف نام ایشان از قرآن، در قرآن دست مى بردند؛ ولى اگر با ذکر اوصاف گفته شود، دیگر افراد نااهل دست به تحریف آیات قرآن نزده و حقیقت و شخصیت اهل بیت(ع) نیز براى حقّ جویان روشن مى شود. در قرآن آیاتى درباره اهل بیت(ع) نازل شده که بسان تصریح به نام آنان و بهتر از تصریح است. کسى که به دنبال حقیقت باشد، از هر دو گفتار(صراحت، عدم صراحت) یک مطالب را مى فهمد.[2]

4. برخى آیات و سوره هاى قرآن در شان حضرت زهرا(س) نازل شده است؛ از جمله سوره هایى که در شان ایشان نازل شده، سوره دهر و کوثر است. نزدیک به 30آیه در شان ایشان تإویل شده که برخى از آن ها عبارتند از:

• «انا إنزلنه فى لیله* القدر» قدر/1

• «انا إنزلنه فى لیله مبرکه انا کنا منذرین» دخان/ 3

• آیه مودت: «قل لا إسئلکم علیه إجرا الا الموده فى القربى"شورى/ 23

• آیه تطهیر: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس إهل البیت و یطهرکم تطهیرا» احزاب/ 33

• آیه مباهله: «تعالوا ندع إبنإنا و إبنإکم و نسإنا و نسإکم و إنفسنا و إنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الکذبین» آل عمران/ 61

* مراد از «لیله»، حضرت فاطمه(س) مى باشد.

 

پى نوشت:

1. ر.ک: محدث بحرانى، تفسیر البرهان، بنیاد بعثت، تهران، ج‏1، ص‏618.

2. ر.ک: غایه المرام، باب 59، فصل دوم، ص 265.

رضا وحدانی دوشنبه یکم اردیبهشت 1393  نظر بدهید!

يوم الله 22بهمن

 

روز 22 بهمن 57 نیز روز نجات ملت ایران از چنگال طاغوتیان زمان، روز آشکار شدن نعمت بزرگ الهی; یعنی، استقلال و آزادی بود.

این مسلم است که هر ملتی تا از وابستگی ها نجات پیدا نکند و از چنگال اسارت و استثمار آزاد نشود، نمی تواند نبوغ و استعداد خود را آشکار سازد و در راه «الله » که راه مبارزه با هر گونه شرک و ظلم و بیدادگری است، گام نهد.

یادآوری 22 بهمن

یادآوری یوم الله 22 بهمن; یعنی، یادآوری رشادت ها و فداکاری ها و شهادت طلبی های ملتی منسجم و خداجوی و پیرو ولایت و رهبری که با ایثار خون خود ثابت کرد که «خون بر شمشیر و حق بر باطل پیروز است.» یادآوری 22 بهمن; یعنی، یادآوری تجلی حکومت الله در روی زمین، روزی که برنده ترین سلاح معنوی; یعنی، ایمان، پیروزی آفرید.

روزی که کلمه توحید در وحدت کلمه به دست آمد و در نتیجه اعتصام به «حبل الله » رژیم ستمشاهی دوهزار و پانصد ساله طاغوتیان به زباله دانی تاریخ سپرده شد و ثابت کرد آوای «الله اکبر» از رگبار «مسلسل » قوی تر و نیرومندتر است.

22 بهمن به ما آموخت که در مبارزه با دشمنان اسلام، فقط باید بر خدا تکیه داشت گرچه دست از سلاح تهی باشد. و وابستگی به شرق و غرب هرچند به سلاح های مدرن مجهز باشند، در برابر نیروی هماهنگ مردمی که با سلاح ایمان مبارزه می کنند، بی اثر است.

تداوم 22 بهمن

تداوم پیروزی ها، حاصل تداوم رمزهای پیروزی است. زیرا هرگز خداوند متعال نعمتی را که به قومی عطا فرمود، از آن ها باز پس نمی گیرد، مگر آن ها خود از نگهداری آن دست بر دارند.

«... ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...» ; 

«خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند.»

«ان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم ...» ; 

«خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی دهد، جز آن که آن ها خودشان را تغییر دهند.»

پیروزی شکوهمند 22 بهمن 57، حاصل عوامل بسیاری است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1- ایمان به خداوند متعال

2- رهبری روحانی متقی و فقیه آگاه; امام خمینی رحمه الله

3- اتحاد و همبستگی همه، اقشار ملت.

4- استقامت و پایداری در راه خدا، تحمل مشکلات و ... بر هیچ کس پوشیده نیست که جمع شدن این عوامل در ملتی موجب نزول تاییدات غیبی الهی گردیده و پیروزی آن ها بر دشمنان حتمی می شود.

خداوند متعال می فرماید:

«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون » ; 

«به یقین کسانی که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند که! نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.»

امام امت در وصیت نامه سیاسی الهی خود چنین نوشتند: «این انقلاب بزرگ که دست جهان خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید ... بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسل های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه  » می باشد.

مقام معظم رهبری، حضرت آیة الله العظمی خامنه ای، دامت برکاته در این باره چنین فرمودند: «اولا، روز 22 بهمن سال 1357 یک روز بریده از قبل نبود، آنچه در آن روز اتفاق افتاد محصولی بود از تلاش همه جانبه ای که در طول سال های متمادی قبل از آن انجام گرفته بود و این تلاش از سوی همه قشرهای این کشور بود.

ثانیا، آن چیزی که قشرهای کشور ما را به هم مربوط می کرد برای این مبارزه، ایمان اسلامی بود و لذا مبارزه در طول سال های پیش از 22 بهمن 57 در مسجدها و حسینیه ها و مجالس سخنرانی و در حوزه علمیه قم و بعضی دیگر از حوزه ها جلوه مخصوصی داشت، این ها در حقیقت کانون های اصلی مبارزه بود.

ثالثا، این مبارزه حول یک محور رهبری مشخص و قاطعی جریان داشت که در طول دوران تاریخ ما از بعد از اسلام تا این روزگار، ملت ما چنین رهبری به خود ندیده بود.

رابعا، مردم بر اثر آن ایمان و آن رهبری بر اثر آنچه شنیده بودند و معتقد شده بودند در صحنه مبارزه از همه امکاناتشان برای پیروزی بر دشمن استفاده کردند ... کسانی که در مبارزه بودند، حاضر بودند برای خود سختی و ناراحتی را قبول کنند و نیروی خود را صرف مبارزه کنند» .

تا زمانی که ملت ایران همچون 22 بهمن 57، از خودخواهی ها و خودمحوری ها فاصله گرفته، دست در دست هم با همدلی و اتحاد در سایه ایمان و توکل به خداوند متعال به رهبری مقام معظم رهبری که برترین و بهترین شاگرد بنیانگذار جمهوری اسلامی و مجری فرامین الهی امام امت می باشد، در راه به ثمر رساندن مقصد الهی انقلاب قدم بردارند و در این راه استقامت نموده، در مقابل دشمنان اسلام و ایران تا پای جان بایستند، و فریب نیرنگ های رنگارنگ آن ها را نخورده، مجذوب فرهنگ مبتذل آن ها نگردند، نعمت پیروزی انقلاب اسلامی پابرجا و مستدام خواهد بود و تمام توطئه ها و نقشه های شوم آن ها بر ضد جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران، نقش برآب می شود و حاصلی جز رنج و زبونی خودشان در پی نخواهد داشت و هر روز عزت و سرفرازی و بالندگی ایران اسلامی بیشتر آشکار خواهد شد.

اتحاد و همبستگی

همان گونه که بیان شد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران عوامل زیادی داشت، سخن گفتن پیرامون همه آن ها مجالی دیگر می طلبد. ما در این جا فقط به یکی از مهمترین آن ها اشاره می کنیم. و آن اتحاد و همبستگی همه اقشار ملت برای انجام مقصد الهی و مقدس انقلاب; یعنی، از بین بردن طاغوت و تشکیل حکومت اسلامی برای تحقق حق و عدالت در جامعه بود.

هیچ کس تردید ندارد که اتحاد و همدلی معجزه می آفریند و بزرگترین موانع راه ترقی و پیشرفت را از سر راه بر می دارد. و قوی ترین دشمنان را نابود می سازد.

مورچگان را چو بود اتحاد

شیر ژیان را بدرانند پوست

خداوند متعال می فرماید:

«و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» ; 

«به ریسمان الهی چنگ بزنید و هرگز از یکدیگر جدا نشوید و تفرقه نداشته باشید.»

«و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم » ;

«اختلاف و کشمکش نکنید که سست می شوید و دولتتان از بین می رود.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

«و الزموا السواد الاعظم فان ید الله مع الجماعة و ایاکم و الفرقة! فان الشاذ من الناس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب ...; 

همگام با توده عظیم مردم (که پیرو سلطان عادل) هستند، باشید، زیرا دست (عنایت و کمک) خداوند با جماعت است و از جدائی و مخالفت بر حذر باشید. زیرا جدا شدن از جماعت (حق) طعمه شیطان شدن است چنانکه گوسفندی که از گله جدا شود، خوراک گرگ خواهد شد.»

و این اتحاد وقتی ثمربخش است که با همدلی همراه باشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

«انه لا غناء فی کثرة عددکم مع قلة اجتماع قلوبکم ...; 

در زیادی تعداد شما بی نیازی نیست [و این زیادی تعداد ثمربخش نخواهد بود] در صورتی که اجتماع دل های شما اندک باشد.» بدین جهت امام امت قدس سره و رهبر معظم انقلاب همواره مردم را به وحدت کلمه دعوت کرده اند و آن ها را از تفرقه و جدایی برحذر داشتند.

اما سنت و روش فرعون ها و طاغوت ها در طول تاریخ این است که مردم را به دسته های مختلف تقسیم می کنند و بین آن ها اختلاف می اندازند و آن ها را به استضعاف می کشانند تا قدرت قیام و ایستادن در مقابل آن ها را نداشته باشند و آن ها بتوانند سلطه ظالمانه خود را بر مردم حفظ کنند.

خداوند متعال می فرماید:

«ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم ...» ; 

«فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروه های مختلفی تقسیم نمود، گروهی را به ضعف و ناتوانی می کشاند ... .»

فرعون برای استحکام بخشیدن به سلطه اش چند اقدام کرد، که مهم ترین آن، این بود که مردم مصر را دو دسته کرد: به دسته اول; یعنی، قبطیان که بومیان و درباریان فرعون بودند، تمام وسایل رفاهی و کاخ ها و ثروت ها را می داد.

ولی دسته دوم که «سبطیان » یعنی، مهاجران بنی اسرائیل بودند و آن ها را به صورت بردگان و کنیزان خود درآورده بودند، فقر و محرومیت سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و سخت ترین کارها بر دوش این ها بود.

باید توجه داشت که این سنت وحشتناک، مخصوص فرعون در زمان حضرت موسی علیه السلام نبود، بلکه همه طاغوتیان از این روش و تز «تفرقه بینداز و حکومت کن » سالیان درازی بر توده های مردم حکومت کرده اند.

از امام زین العابدین علیه السلام چنین نقل شده است که فرمود:

«و الذی بعث محمدا بالحق بشیرا و نذیرا، ان الابرار منا اهل البیت و شیعتهم بمنزلة موسی و شیعته، و ان عدونا و اشیاعهم بمنزلة فرعون و اشیاعه; 

سوگند به آن کسی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله را به حق بشیر و نذیر مبعوث گردانید، ابرار و خوبان از ما اهل بیت و شیعیانشان به منزله موسی و شیعه او می باشند و دشمنان ما و پیروان آن ها به منزله فرعون و پیروان او می باشند.» پس باید بیدار بود تا دوباره دشمنان سیلی خورده اسلام با استفاده از این روش بین مردم ایران اختلاف ایجاد نکنند و راه نفوذ و سلطه آن ها باز نشود

رضا وحدانی دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392  نظر بدهید!

دهه فجر مبارك باد

 

 

 دهه پرفروغ فجر انقلاب اسلامی سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت مسلمان ایران و غلبه بر سیطره استکبار و وابستگی به شرق و غرب است.

دهه فجر سرچشمه نور و نتیجه استقامت ملتی مسلمان برای دمیدن تاج گل آزادی و شکفتن حقیقت است.

دهه فجر یادگار قلب های سرشار از عشق امام خمینی (ره) و دل های لبریز از عشق به پبروزی است. بهمن امتداد باور اندیشه سرخ علوی برای برپایی عدل الهی و آرمان های اسلامی است.

بهمن بارقه ای از عظمت مقاومت ملت اسلامی که نشات گرفته از عاشورای حسینی (ع) است.

دهه فجر تجلی ریختن شرنگ مرگ به کام شاهان و خودکامگان است.

بهمن حاکمیت بیگانگان را به قبرستان سلطنت‏سپرد و کنگره‏های قصر استکبار را تا ابد در ایران اسلامی فرو ریخت.

دهه فجر، مقدمه پیچیدن عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏ است.

در دهه پر فروغ فجرقفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏ها رهایی یافت.

با آمدن دهه فجر سوز و سرمای ظلم از سرزمین اسلامی ایران رخت بربست و برف های بهمن با حرارت ایمان و اخلاص همبستگی و وحدت کلمه آب رنگ حیات و گرمی به خود گرفت.

رضا وحدانی یکشنبه سیزدهم بهمن 1392  نظر بدهید!

ميلاد رسول اكرم (ص) و امام جعفر صادق مبارك باد.

17 ربیع الاول،سالروز ولادت حضرت محمد (ص)
وقتي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ متولّد شد، ديوها رانده شدند و مردم را زمين لرزه اي فرا گرفت كه به همه جاي دنيا رسيد تا آنجا كه كليسا ها ويران گشت و چيزي كه جز خدا پرستش مي‌شد از جاي خود كنده شد و ستارگاني هويدا گشت ...
شفاف: هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت یگانه آفتاب بشریت حضرت محمد (ص) است.ولادت آن حضرت همراه با معجزات و اتّفاقاتي است که نشان از رخ دادی بزرگ دارد.

پيامبر اكرم حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ در هفدهم ربيع الاول و در سالي كه اصحاب فيل براي خراب كردن كعبه معظّمه وارد مكّه شدند به دنيا آمد.

از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه ابليس به هفت آسمان مي‌رفت و خبرهاي سماويّه را مي‌شنيد، وقتي كه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ متولّد شد او را از سه آسمان منع كردند و چون پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ متولّد شد او را از همة آسمانها منع كردند و شياطين را با تيرهاي شهاب از درهاي آسمان راندند، پس قريش گفتند: حتماً وقت تمام شدن دنيا و آمدن قيامت است كه اهل كتاب (يهود و نصاري) ذكر مي‌كردند و ما شنيديم، عمرو بن اميه كه داناترين اهل جاهليّت بود گفت: نگاه كنيد به ستاره‌هاي معروف كه مردم با آنها زمانهاي زمستان و تابستان را مي‌شناسند اگر يكي از آنها بيفتد، بدانيد وقت آن است كه همة خلايق هلاك شوند و اگر آنها به حال خود و ستاره‌هاي ديگر ظاهر شوند پس امر غريبي اتّفاق خواهد افتاد

 
وقتي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ متولّد شد، ديوها رانده شدند و مردم را زمين لرزه اي فرا گرفت كه به همه جاي دنيا رسيد تا آنجا كه كليسا ها ويران گشت و چيزي كه جز خدا پرستش مي‌شد از جاي خود كنده شد و ستارگاني هويدا گشت كه پيش از آن ديده نمي‌شد و كاهنان يهود از آن در شگفت ماندند
ايوان كسري بلرزيد و چهار كنگره آن افتاد و آتشكدة فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد و داناترين علماي مجوس در آن شب در خواب ديد كه شتراني عربي اسباني سركش را مي‌كشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ايشان شدند، و طاق كسري از ميانش شكست و دو حصّه شد و آب دجله شكافته شد و در قصر او جاري گرديد و نوري در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گرديد و پرواز كرد تا به مشرق رسيد، هر بتي كه در هر جاي عالم بود بر رو افتادند و درياچه ساوه كه سالها آن را مي‌پرستيدند فرو رفت و خشك شد و وادي سماوه كه سال ها بود كسي آب در آن نديده بود آب در آن جاري شد.

 تخت هر پادشاهي در آن صبح سرنگون شده بود و جميع پادشاهان در آن روز لال بودند و سخن نمي‌توانستند بگويند و علم كاهنان ـ پيشگويان ـ برطرف شد و سحر ساحران باطل شد وهر كاهن و پيش گوئي كه بود ميان او و همزادي كه داشت و خبر ها را به او مي‌داد جدايي افتاد و قريش در ميان عرب بزرگ شدند و ايشان را آل الله گفتند، چونكه آنان در خانة خدا بودند.و آمنه مادر پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ گفت: كه چون پسرم بر زمين رسيد دست ها را بر زمين گذاشت و سر به سوي آسمان بلند كرد و به اطراف نظر كرد پس از او نوري ساطع شد كه همه چيز را روشن كرد و به سبب آن نور قصرهاي شام را ديدم و در ميان آن روشني صدايي شنيدم كه قائلي ـ گوينده‌اي ـ مي‌گفت: زاييدي بهترين مردم را، پس نام او را محمّد بگذار.
از حضرت امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ روايت شده است؛ كه چون آن حضرت متولّد شد بت ها كه بر كعبه گذاشته بودند همه بر رو افتادند و چون شام شد اين ندا از آسمان رسيد كه: جاءَ الحق و زهق الباطل إنَّ الباطل كان زهوقا؛ حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل نابود شدني است.و جميع دنيا در آن شب روشن شد و هر سنگ و كلوخي و درختي خنديد و آنچه در آسمانها و زمين ها بود تسبيح خدا گفتند و شيطان گريخت و مي‌گفت: بهترين امّتها و بهترين خلايق و گرامي ترين بندگان و بزرگ ترين عالميان محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ است.
مرحوم طبرسي در كتاب احتجاج از امام موسي ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه چون پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ از مادر متولد شد، دست چپ را بر زمين گذاشت و دست راست را به سوي آسمان كرد و لبهاي خود را به توحيد به حركت آورد و از دهان مباركش نوري ساطع شد كه اهل مكّه قصرهاي بصري و اطراف آن را كه از شام است ديدند و قصرهاي سرخ يمن و نواحي آن را و قصرهاي سفيد اصطخر فارس و حوالي آن را ديدند و در شب ولادت آن حضرت دنيا روشن شد تا آن كه جنّ و انس و شياطين ترسيدند و گفتند در زمين امر غريبي رُخ داده است.

ملائكه را ديدند كه فرود مي‌آمدند و بالا مي‌رفتند و تسبيح و تقديس خدا مي‌كردند و ستاره ها به حركت آمدند و در ميان هوا مي‌ريختند.و در آن وقت شيطان در ميان اولاد خود فرياد كرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چيز تو را آشفته ساخته است اي سيّد ما، گفت: واي بر شما از اول شب تا حال احوال آسمان و زمين را متغيّر مي‌يابم و بايد كه حادثه عظيمي در زمين واقع شده باشد كه تا عيسي به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است، پس برويد و جستجو كنيد كه چه امر غريبي حادث شده است، پس متفرّق شدند و گرديدند و برگشتند و گفتند چيزي نيافتيم، ابليس بزرگ شيطانها گفت كه دانستن اين، كار من است، پس جستجو كرد در تمام دنيا تا به حرم رسيد، ديد ملائكه اطراف حرم را فرو گرفته اند، چون خواست كه داخل شود ملائكه بر او بانگ زدند و او برگشت؛ پس كوچك شد مانند گنجشكي و از جانب كوه حري داخل شد، جبرئيل گفت: برگرد اي ملعون، گفت: اي جبرئيل يك سوال از تو مي‌كنم، بگو امشب در زمين چه اتّفاقي افتاده است، جبرئيل گفت: محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ كه بهترين پيغمبران است امشب متولّد شده است، پرسيد كه آيا مرا در او بهره اي هست؟ گفت: نه، پرسيد آيا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلي، ابليس گفت: راضي شدم.

ولادت امام جعفر صادق (ع)

در اينجا به مناسبت ولادت امام ششم حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)مختصرى از زندگانى و شرح حال و فضائل آن بزرگوار را مى آوريم، به اميد آن كه از الطاف اين بزرگواران در دنيا و آخرت برخوردار باشيم.

تاريخ ولادت امام صادق(عليه السلام)

1 - امام صادق(عليه السلام) در هنگام طلوع فجر روز جمعه 27 ربيع الاول سال 83 هـ ق در شهر مقدس مدينه به دنيا آمدند، پدر آن بزرگوار حضرت امام باقر(عليه السلام)، و مادر آن بزرگوار امّ فروه دختر قاسم بن محمد بن أبى بكر بودند.
حضرت صادق جعفر بن محمد بن على بن الحسين(عليه السلام) از ميان برادران خويش جانشين پدرش حضرت باقر(عليه السلام) بود، و وصى آن جناب بود كه پس از او به امر امامت قيام نمود، و در فضل و دانش سر آمد همه برادران گشت، و از همه آنان نام آورتر، و در قدر و منزلت بالاتر، و در ميان شيعه و سنى مقامش ارجمندتر بود، و به اندازه مردم از علوم آن حضرت نقل كرده اند كه سخنانش توشه راه كاروانيان و مسافران و نام ناميش در هر شهر و ديار زبانزد مردمان گشته، و از هيچ يك از اين خاندان علماء و دانشمندان بدان اندازه كه از آن جناب حديث نقل كرده از ديگرى نقل نكرده اند، و هيچ يك از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره بردند از ديگران بهره گيرى نكردند، زيرا اصحاب حديث كه نام راويان ثقات آن بزرگوار را جمع كرده اند با اختلاف در عقيده و گفتار شماره آن به چهار هزار نفر مى رسد.
و دليل هاى روشن درباره امامت آن جناب به اندازه اى است كه دل ها را حيران كرده و زبان دشمن را از خورده گيرى گنگ و لال ساخته.

اسماء و القاب آن امام صادق(عليه السلام)

2 - نام آن حضرت جعفر و لقب شاخص ايشان حضرت «صادق» است، اگر چه القاب ديگرى همانند فاضل و صابر، و طاهر هم داشته اند، لقب صادق را حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) براى آن حضرت انتخاب فرمودند، مرحوم مجلسى در جلد 47 بحار الانوار صفحه 8 روايتى بدين مضمون نقل كرده است:
«امام زين العابدين(عليه السلام) از پدرش و او از جدش امير المؤمنين(عليه السلام) نقل كرده كه فرمود: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود: وقتى كه فرزند من جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب متولد شد، او را صادق نام گذاريد، زيرا در اولاد او كسى همنام او خواهد بود كه به ناحق دعوى امامت مى كند، و او را كذاب خواهند گفت.

فضائل و كرامات امام صادق(عليه السلام)

3 - فضائل آن حضرت زياده از آن است كه در اين مختصر احصا شود، لكن براى تيمن و تبرك به بعض آنها اشاره مى كنيم.
مالك بن انس فقيه مدينه مى گويد: نزد امام صادق(عليه السلام) مى رفتم، آن حضرت براى نشستن من متكا مى گذاشت و احترام مى فرمود و ايشان نسبت به من محبت داشت، و اين امر مرا بسيار خوشحال مى كرد و خداى را بر اين نعمت شكر مى كردم. سپس مالك مى گويد: آن حضرت مردى بود كه از سه حال خارج نبود: يا روزه بوده يا در حال نماز، و يا در حال ذكر خداوند، از بزرگان عبادت كنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هايى كه از خدا خوف و خشيت فراوان دارند.
آن حضرت كثير الحديث، خوش مجلس، پر فايده بود.
هر زمانى كه مى فرمود: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله)» گاهى رنگ آن حضرت كبود، و گاهى زرد مى شد، تا به جايى كه گاهى شناخته نمى شد.
يك سال با آن حضرت به حج خانه خدا رفته بودم، وقتى كه گاه احرام شد، هرچه آن حضرت سعى مى كرد كه تلبيه «لبيك اللهم لبيك» بگويد، صدا در گلوى آن حضرت قطع مى شد و نزديك بود كه از بالاى مركب به زمين بيافتد، به آن حضرت عرض كردم; اى فرزند پيامبر بگو لبيك، زيرا بايد محرم شوى و چاره اى از گفتن نيست، آن حضرت فرمود:
چگونه جسارت كنم و بگويم: «لبيك اللهم لبيك» در حالى كه مى ترسم از آن كه خداوند عزوجل به من بگويد: «لا لبيك و لا سعديك؟» بحار الانوار، ج 47، ص 16
شخصى به نام مفضل بن قيس مى گويد: نزد امام صادق(عليه السلام) رفتم و بعض گرفتارى هايم را به آن حضرت گفتم و از ايشان خواستم كه برايم دعا كند، آن بزرگوار به خادمه خانه فرمود: آن كيسه پولى را كه ابوجعفر منصور براى ما فرستاده بياور، خادمه كيسه را آورد، آن حضرت فرمود: اين كيسه اى است كه در آن چهار صد دينار است، به واسطه آن امور خود را اصلاح كن، به آن حضرت گفتم: فداى شما شوم، قصد من اين نبود، بلكه مى خواستم كه شما برايم دعا بفرماييد، آن حضرت گفت: من به شما دعا هم مى كنم، لكن همه گرفتاريت را براى ديگران باز گو مكن، زيرا خوار مى شوى. بحار الانوار ج 47، ص 34.
هشام بن سالم كه يكى از اصحاب آن حضرت است مى گويد: حضرت صادق(عليه السلام)وقتى شب مى شد كيسه اى برمى داشتند كه در آن نان و گوشت و پول گذاشته بودند، آن را به دوش مى گرفتند و براى فقراء و نيازمندان مدينه مى بردند و بين آنان تقسيم مى كردند، و كسى آن حضرت را نمى شناخت، تا آن كه ايشان از دنيا رفتند و فقراء دريافتند كه آن كسى كه دست كرم او بر سر آنان بوده امام صادق(عليه السلام) بوده است. بحار الانوار، ج 47، ص 38
مسمع بن عبدالملك مى گويد: در منى نزد امام صادق(عليه السلام) نشسته بودم در حالى كه ظرف انگورى در مجلس بود كه از آن مى خورديم. سائلى آمد و چيزى خواست، امام صادق(عليه السلام) خوشه انگورى به او داد. سائل گفت: به انگور نيازى ندارم، اگر پول بود! حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشايد، شخص فقير رفت و سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهيد، حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشايد و چيزى به او نداد. سپس شخص ديگرى آمد، امام(عليه السلام) سه دانه انگور به او داد، آن شخص سائل گرفت و گفت: سپاس خداوند دو جهان را كه مرا روزى داد.
امام صادق(عليه السلام) به او فرمود: بايست، سپس دو دست خود را از انگور پر كرد و به او داد، آن مرد گرفت و مثل دفعه قبل حمد خداى را به جاى آورد، امام(عليه السلام)دوباره او را امر به ايستادن كرد و به خادم فرمود: چقدر پول همراه دارى، نزد خادم بيست درهم يا نزديك به اين مبلغ بود، آن بزرگوار آن پول را به شخص سائل دادند، او گرفت و گفت:
سپاس خداى را، اين نعمت از توست به تنهايى، و شريكى براى تو نيست، امام(عليه السلام)او را امر به توقف فرمود، و سپس پيراهنى كه در بر داشت بيرون آورده به او داد و فرمود اين لباس را بپوش، او هم پوشيد و گفت: سپاس خداوندى را كه مرا پوشانيد و مستور نموده اى ابا عبدالله خداوند ترا جزاى خير دهد و سپس رفت، راوى مى گويد اين شخص جز اين دعايى براى امام صادق(عليه السلام) نكرد، و ما گمان مى كرديم كه اگر براى خود آن حضرت دعا نكرده بود، بلكه فقط خداوند را سپاس مى گفت حضرت مرتب به او بخشش و احسان مى كردند، زيرا هر وقت حمد خداوند را به جاى مى آورد حضرت چيزى به او مى دادند. بحار الانوار ج 47، ص 42. و از اين روايت به خوبى فهميده مى شود كه امامان معصوم(عليهم السلام) چه اندازه توجه به حضرت پروردگار داشته و در مقابل عظمت او خاضع بوده اند.
همچنان كه در روايت ديگر وارد شده است كه امام صادق(عليه السلام) در نماز قرآن تلاوت مى كرد، تا آن كه غش كرد، وقتى كه به حالت عادى برگشت كسى پرسيد: چه چيز باعث اين حالت براى شما شد؟ آن حضرت فرمود: من مرتب آيات قرآن را تكرار مى كردم تا آن كه حالى براى من پيدا شد كه گويا قرآن را رو در رو از كسى كه آن را فرستاده مى شنيدم. بحار الانوار، ج 47، ص 58

شمه اى از كلمات امام صادق(عليه السلام)

الف: از سخنان آن حضرت است كه فرمود: اين گونه نيست كه هر كس قصد چيزى را كرد توانايى بر آن پيدا كند، و نه هر كه توانايى انجام كارى پيدا كرد موفق بدان شود، و نه هر كس موفق شد آن را درست به دست آورد، پس هر گاه قصد و توانايى و رسيدن به هدف همه با هم فراهم شد، آنگاه اسباب سعادت فراهم شده است. ارشاد شيخ مفيد(رحمه الله)، ج 25، ص 197.
ب: و در باب توبه فرموده اند: به تأخير انداختن توبه از فريفتگى به دنياست، و بسيارى امروز و فردا كردن از حيرت و سرگردانى است، و بهانه جويى بر خدا موجب هلاكت است، و پافشارى و تكرار در گناه به علت ايمنى از مكر خدا است، و ايمن نشوند از مكر خدا جز زيانكاران.
ج: و از سخنان آن حضرت(عليه السلام) در وادار كردن مردم به دقت نظر در دين خدا و شناختن دوستان او است كه مى فرمايد: نيك نظر و دقت كنيد در آنچه نادانى آن بر شما جايز و روا نيست، و براى خود خير انديشى كنيد، و بكوشيد در به دست آوردن آنچه در ندانستن آن بهانه و عذرى از شما پذيرفته نيست، زيرا در دين خدا اركانى است كه با جهل به آن اركان كوشش در عبادت سودى ندارد، و هر كه آن ها را شناخت معتقد و متدين به آنها شد ميانه روى در عبادت به او زيان نزدند (مقصود شناختن امام و امامت است كه كوشش در عبادت بدون شناسايى امام سودى ندارد، و ميانه روى در عبادت با معرفت به امام زيانى ندارد) و براى هيچ كس راهى به شناسايى اركان دين نيست جز آن كه خداوند توفيق عنايت فرمايد.
د: و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: همه دانش مردم را در چهار چيز يافتم،، اول: اين كه پروردگار خود را بشناسى، دوم: اين كه آنچه درباره تو انجام داده بدانى، سوم: اين كه آنچه از تو خواسته است بشناسى، چهارم: آنكه بدانى چه چيز تو را از دينت بيرون مى برد.
معارف واجبه از اين چهار قسم بيرون نيست زيرا نخستين چيزى كه بر بنده واجب است شناختن پروردگارش مى باشد، و چون دانست كه خدايى دارد واجب است كارهايى كه خدا درباره اش انجام داده بداند، و چون آن را دانست نعمت خدا را شناخته است، و چون نعمت خدا را در وجود خويش شناخت واجب است شكر آن را انجام دهد، و چون بخواهد شكر آن نعمت را به جا آورد لازم است خواسته خدا را بداند كه با انجام دادن آن پيرويش كند، و چون پيروى خدا بر او واجب شد بايد بداند چه چيز است كه او را از دين خدا بيرون برد تا از آن اجتناب ورزد، و در نتيجه اطاعت خدا و شكر نعمت هاى او را از روى اخلاص انجام خواهد داد.

رضا وحدانی پنجشنبه بیست و ششم دی 1392  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
یاد شهیدان رجایی و باهنر و هفته دولت گرامی باد
مام جعفر صادق (ع)
عید مبعث مبارک
و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید ...
برکت
گشاده رويى
حضرت فاطمه(س) در قرآن
يوم الله 22بهمن
دهه فجر مبارك باد
ميلاد رسول اكرم (ص) و امام جعفر صادق مبارك باد.
درباره وب
بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند»
امام خمینی(ره)
قال رسول الله صلي الله عليه و آله :
يعطي الشّهيد ستّ خصال عند اوّل قطره من دمه :
يكفّر عنه كلّ خطيئه ويري مقعده من الجنه و يزوّج من حور العين و يؤمّن من الفزع الاكبر و من عذاب القبر و يحلّي حلّه الايمان.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود :
1-با اولين قطره خون او تمام گناهانش بخشيده مي شود.
2-جايگاه خود را در بهشت مي بيند.
3-از حوريان با او ازدواج مي كنند.
4-از وحشت بزرگ روز قيامت در امان مي باشد.
5-از عذاب قبر ايمن است.
6-به زيور ايمان آراسته مي گردد.

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما |  طراح قالب